
دیگه مثل تو تکرار نمیشه...
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 10:8 قبل از ظهر توسط |

به خیالم که تو دنیا واسه تو عزیزترینم .... آسمونها زیرپامه وقتی با تو رو زمینم
به خیالم که توبامن یه همیشه آشنایی... به خیالم که تو بامن دیگه از همه جدایی
من هنوزم نگرانم که توحرف هامو ندونی...این دیگه یه التماسه من می خوام بیای بمونی
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 9:59 قبل از ظهر توسط |


خدا گریه ی مسافر رو ندید
دل نبست به هیچ کس و دل نبرید
آدم رو برای دوری از دیار
جاده رو برای غربت آفرید
جاده اسم منو فریاد می زنه
میگه امروز روز دل بریدنه
کوله باری که پر از خاطره هاس
روی شونه های لرزون منه
از تموم آدمای خوب و بد
از تموم قصه های خوب و بد
چی برام مونده به جز یه خاطره
نقش گنگی تو غبار پنجره
جاده آغوششو وا کرده برام
منتظر مونده که من باهاش بیام
قصه ی تلخ خداحافظی رو
می خونم با اینکه بسته هست لبام
پشت سر گذاشتن خاطره ها
همه ی عشق ها و دلبستگی ها
خیلی سخته ولی چاره ندارم
جاده
فریاد می زنه
بیا
پشت سر گذاشتن خاطره ها
همه ی عشق ها و دل بستگی ها
خیلی سخته ولی چاره ندارم
جاده
فریاد می زنه
بیا
اردلان سرفراز
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 9:38 قبل از ظهر توسط |

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 9:20 قبل از ظهر توسط |
گزارش هاي زيادي در مورد تجربه آستانه مرگ منتشر شده است که همه آنها ظاهرا وجوه مشترکي دارند: يک نور سفيد دعوت کننده و مرور خاطرات. اما اکنون دانشمندان در نظر دارند دريابند که عملا زماني که انساني در آستانه مرگ قرار مي گيرد، براي او در واقع چه اتفاقي مي افتد.
در مطالعه جديدي تحت عنوان AWARE يا Awareness during Resuscitation ( هشياري هنگام احيا) پزشکان بيماران بستري در بيمارستانها ي اروپا و آمريکاي شمالي را که ايست قلبي را تجربه کرده اند، مورد بررسي قرار مي دهند.
دکتر سام پرنيا از دانشگاه ساوث همپتون انگلستان و رهبر اين مطالعه مي گويد ” بر خلاف تصور همگان، مرگ يک لحظه معين نيست. مرگ، فرآيندي است که زماني که قلب از تپش باز مي ايستد، فعاليت ريه متوقف مي شود و مغز از کار مي افتد، يعني حالتي که به آن ايست قلبي مي گويند، آغاز مي شود . از نقطه نظر زيست شناختي اين وضعيت مترادف با مرگ باليني است.
از دير باز، عالم دانش کوشش کرده است تعريفي از مرگ ارايه دهد و تعيين کند که مرگ دقيقا در چه لحظه اي اتفاق مي افتد. اما اکنون به نظر اکثر پزشکان ، مرگ بيشتر يک فرايند است تا يک رويداد لحظه اي. يک فرد زماني مرده تلقي مي شود که ديگر نفس نکشد، قلب او نتپد و مغزش از کار بيفتد.
پرنيا مي گويد ” هنگام ايست قلبي يا cardiac arrest هر سه مبناي مرگ وجود دارد. اما در اينجاست که يک دوره زماني پيش مي آيد که مي تواند چند ثانيه يا يک ساعت يا بيشتر بطول انجامد و طي اين مدت است که امکان دارد تلاشهاي اضطراري پزشکي براي به کار انداختن دوباره قلب و تغيير جهت فرآيند مرگ، نتيجه دهد.
او مي گويد “آنچه مردم در زمان ايست قلبي تجربه مي کنند دريچه اي استثنايي است براي درک آنچه احتمالا همه ما در فرآيند مرگ تجربه مي کنيم. ”
يک مطالعه نشان داد افرادي که از احساس آرامش، نور درخشان و تجربه برون جسمي به هنگام رويارويي با مرگ حکايت مي کنند بيشتر احتمال دارد که در زندگي عادي خود به سختي قادر باشند خواب را از بيداري تشخيص دهند. محققان پروژه “هشياري هنگام احيا” مي خواهند دريابند زماني که بدن يک انسان شروع به خاموش شدن مي کند، آيا ممکن است انسانها هنگام ايست قلبي چيزهايي را ببينند و بشنوند، و در جريان تجربه برون جسمي ، چه اتفاقي مي افتد.
آغاز مطالعه “AWARE” در جريان يک سمپوزيوم بين المللي در سازمان ملل متحد در تاريخ ۱۱سپتامبر اعلام شد.
به نقل از لايو ساينس
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 11:50 قبل از ظهر توسط |
گفتی بازم دلت شکست؟
از دل من خوردی رو دست؟
بهت میگم همین که هست
بزرگ میشی یادت میره!!!
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 12:33 بعد از ظهر توسط |
می دانم از هر آنچه خوانده ام ، و از هر آن سرگذشت و قصه که گوشم شنوده است، که عشق راستین را، راه هموار هرگز نبوده است.. شکسپیر
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 11:9 قبل از ظهر توسط |
Hormate Har Anche Dar KHoluse Yek KHalvat Jay Dasht Be Shokraneye Hormat SHekanie To Be Arseye Bazare Aghyar Be Haraj raft.. .......... Va Man Anam Ke Bar Zanjire In Taraj, Be Esarate Tanhaee Neshasteh Ast...
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 10:19 بعد از ظهر توسط |
پرنده ای که پر می کشد از آشيان
نه آدرس دارد
نه شماره پروازی
نه قرار ملاقاتی
هيچ شاخه ی هيچ درخت و نرده ای،
که هيچ ب
الکنی را نيزبه نامش ثبت نکرده اند
بی نام و نشان تر از پرنده که نيستی ؟!؟
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 10:8 بعد از ظهر توسط |
The reason of my broke Is only my self and soul If I live in loneliness Reason is my self and soul Sometimes I wish you to know I’m always full of sorrow I‘d just able to cry When you left me and let go Wish of your eyes no one tries What done on my day and nights You are a world in my life You’re only word of my sighs I’m fallen you‘re at sky You are dream of my heart I’m a desert without you I was a sea by your side You know nothing about cry Why I wanted you to be right You’re not my hurt, you can’t cure I had to know you’re not kind 
+ نوشته شده در دوشنبه سوم دی 1386ساعت 5:54 بعد از ظهر توسط |
من به تو مشکوکم ! چرا انقد سردی !؟ پشت بغض تلخت چیو پنهون کردی؟... شیشه ی عطر تو افتاد و شکست بین ما همیشه یه غریبه هست حالا که دنیامو کردی زیرو رو کی تورو ازم گرفت ؟!... بهم بگو! .. مث سایه .. مث دیوار .. مث زنجیر .. مث آوار یه نفر هست !! آره انگار ! یه شبح.. یه چهره ی تار.. .. نمی خواد من و تو ما شیم نمیخواد تو قصه باشیم سر راه ما نشسته .. یه دو راهی.. که جدا شیم .. اونکه نامه هامو دستت نرسوند شیشه ی عطرتو انداخت و شکوند به تو گفت سر قرارمون نیای منو تا ابد توی جاده نشوند.. .. شیشه ی عطر تو افتاد و شکست بین ما همیشه یه غریبه هست
+ نوشته شده در دوشنبه سوم دی 1386ساعت 5:19 بعد از ظهر توسط |
سکوت جمله پر معنا سوت و کور سوت از صوت کور از نور و نمي شکند اين سکوت مگر به صداي روييدن گل سرخي که از بوسه ی لب تو بر گلبرگش طوفان شده تو روييده اي ولي من همچنان خشک مانده ام چرا بر من کسي بوسه نزد؟ چرا طوفاني نشد؟ آيا خداست که در مقابل سئوال من سکوت کرده؟ خدا هم تنهاست همين تنهايي هم از خداست . آيا خدا غم را آفريد؟ يا غم خدارا تا ما ديگردنبال چاره نگرديم ؟؟؟؟ واينک....!!! و اينك من کفر گويي بيهوده..!
+ نوشته شده در دوشنبه سوم دی 1386ساعت 4:15 بعد از ظهر توسط |
اصولا واژه خودكشي به معني خود كشتنه!! يعني در اين عمل فرد اونقدر خودشو ميكشه كه مي ميره و اين خود كشتن به علت وارد آمدن مصايب و رنجهاي فراوان يا بالعكس صورت ميگيره. به نظر من خودكشي كار چندان جذابي نيست ولي بسيار هيجان انگيزه و به يه بار امتحانش ميارزه. من خودم چند بار امتحانش كردم و با اينكه چند بارش هم مردم ولي همچين بگي نگي بدم نيومد. برخلاف نظر خيلي ها كه ميگن خودكشي خيلي راحت و سهله بايد بگم نخيييييييير... اونجوريام نيست. هر كاري قواعد و اصول خاص خودشو داره و خودكشي هم جدا از اين مطلب نيست اول از همه اون كسايي كه مي خوان خودكشي كنن رو دستهبندي ميكنيم : _كسي كه در عشقش شكست خورده.. _كسي كه ور شكست شده.. _كسي كه از زندگي خير نديده.. _كسي كه بدجوري روش فشار اومده.. _كسي كه قاط زده .. _كسي كه كنجكاوه زودتر جهنم و ببينه ( مثله من! ).. و خلاصه هر كسي كه يه جورايي به آخر خط رسيده... افراد بالا، به هرحال مستقيم به جهنم ميرن، ولي خدا همشون رو رحمت كنه!! شما جزو كداميك از دستههاي بالا هستيد؟ اگه هستيد ادامه مطلب رو بخونيد و گرنه يه دسته جديد براي خودتون بسازيد و بعد بقيه شو بخونيد.. حالا فرض ميكنيم: طرف تنها مياد توي يه اتاق و در رو قفل ميكنه و عزمشو براي خودكش جزم ميكنه. به دور برش نگاه ميكنه و اين وسايل رو ميبينه _طناب _سيخ كباب _كبريت آغشته به بنزين! _قرض دياز پام _آمپول هواي تهران _دندون مصنوعي حاج آقاشون _لوله گاز _پاكت نايلون _چاقوي ميوه بري _نخ كاموايي _سوزن لحاف دوزي _تيغ ريش تراشي مصرف شده _مرگ موش خب... براي شروع بد نيست. ولي نظرتون رو به يه موضوع مهم ولي پيش پا افتاده، جلب ميكنم : " تصوير و قيافه و ديسيپلين شما بعد از مردن خيلي مهمه" فرض كنيد درب اتاق شما رو ميشكنن و شما رو در حالتي پيدا ميكنن كه از يه طناب از سقف آويزونيد و داريد مثل پاندول ساعت تاب ميخوريد و زبونتون مثل زبون بلانسبت سگ آقاي پتيول از دهنتون آويزونه و صورتتون سياه و ورم كرده و احتمالا در اثر فعل و انفعالات شيميايي شلوارتون هم خيسه.. نه... خودتون جاي تماشاگرا باشين، حالتون بهم نميخوره؟ احساس انزجار بهتون دست نميده؟ قيافه شما بعد از خودكشي بايد از هميشه معصومانه تر... از هميشه زيباتر و از هميشه دوست داشتنيتر باشه تا دل همه حسابي بسوزه با اين حساب، دور حلق آويز كردن... خودسوزي... و خفهگي با گاز رو خط بگيريد.. يه بنده خدايي از دوستان، خيلي جالب خودكشي كرده كه در نوع خودش يه ابتكاره.. ايشون، دوتا انگشت شصتش رو فرو كرد توي سوراخاي دماغش و با انگشتاي ديگرش هم دهنشو محكم گرفت و اونقدر خودشو خفه كرد تا مرد! فقط بدي كارش اين بود كه هيچكس بعد از مرگش انگشتاي شصتشو از توي دماغش بيرون نكشيد... چون به هر حال كار كثيفيه. حالا خودتون قضاوت كنيد. اين خودكشي ترحم كسي رو بر مي انگيزه؟ يا اونايي كه روي سرشون نايلون ميكشن و دور گردنشون روي نايلون رو با طناب ميبندن و يا اونايي كه خودشون رو جلوي ماشين ميندازن و له ميشن... اينا همشون ديوونهان.. خودكشي ايدهآل خودكشي است كه بدون درد، بدون عوارض جانبي، بدون تاثيرات بد و منفي روي صورت و اندام، بدون صدا، بدون كثافتكاري و باشه.. ژاپنيها يه جور خودكشي جالب رو ابداع كردن به اين صورت كه يه سوزن جوالدوز رو برداشته و از روي سينه فرو ميكنن توي قلبشون. البته اين كار يه كم درد داره. يه جورايي حس مي كنيد كه توي سينه تون آب جوش داره قل ميزنه. ولي حداقل، عوارض ظاهري نداره. ولي بديش اينه كه حتما ميميريد.. در صورتي كه خودكشي وقتي خوبه كه شما نميريد. يه جور خودكشي كه بيشتر بين شكموها رواج داره استفاده از خوراكي براي مردنه. اين نوع خودكشي خيلي حال داره چون حداقل گشنه نمي ميري! و خوبي مهم ترش اينه كه به سر منزل مقصود هم نمي رسي و معمولا زنده ميمونی نمونهاش اينكه: يه بنده خدايي كه با سيتا قرص ديازپام خودكشي كرد و دور و بريها به هواي اينكه مرده خاكش كردند و يارو بعد از دو سه روز خواب ملس چشاشو باز كرد وديد: اي دل غافل... همه جا سياهه و يه موش هم داره انگشت پاشو ميجوه. زنده بگوري خداييش وحشتناكه اول خوب فكراتونو بكنين بعد خودتونو بكشيد. يه موضوع مهم توي خودكشي، پشيموني ديرهنگامه. هشتاد و نه درصد كسايي كه خودشون رو ميكشن، وسط يا آخر كار پشيمون ميشن و اين در حاليه كه هيچ راهي براي برگشت نيست. يه يارويي براي خودكشي يه تيكه پارچه رو گلوله ميكنه و فرو ميكنه توي حلقش و با ته گوشكوب ميده بره پايين ولي همون لحظه پشيمون ميشه و اين درحاليه كه داره خفه ميشه... يارو ميدوه بيرون و از شدت عجله از روي پلههاي آپارتمان پرت ميشه پايين و ميميره... و جالب اينكه مرگش به علت ضربه مغزي اعلام شد نه خفگي!! نكته مهم ديگه اينه كه مدت خود كشي نبايد زياد طولاني باشه. مثلا فرض كنيد در نوع رگ زدن خيلي طول ميكشه تا خون تموم بشه و تازه آلودگي خون روي زمين و لباساتون رو هم در نظر بگيريد. يا استفاده از گاز شهري امكان داره باعث بشه نه تنها خودتون بميريد بلكه خونه و بقيه رو هم بفرستيد روي هوا..پس عاقلانه تر رفتار كنيد. تا حالا به چند نتيجه مهم رسيديم كه سعي كنيد در خودكشي حتما اين نكات را مدنظر قرار بديد. زمان خودكشي رو درست انتخاب كنيد. (بهترين موقع بعد از ظهر ساعت شش) مبادا بعد از خودكشي از ريخت و قيافه بيفتيد.. بهترين لباستونو تنتون كنيد. حتما يه يادداشت بذاريد و علت خودكشي رو شرح بديد و انگشت هم بزنيد. خواهشا زياد كثيف كاري نكنيد. موقع خودكشي لبخند بزنيد تا لبخند روي لبتون باقي بمونه. لطفا چشاتونو باز نذاريد چون خيلي وحشتناكه. يه بسته دستمال كاغذي حتما روي ميزتون باشه. اتاقتونو قبل از خودكشي مرتب كنيد. (پليسا ببينن خوب نيست). رد انگشتتونو همه جا بماليد تا بفهمن خودتون، خودتونو كشتيد.. يه جوري خودكشي كنيد كه دوباره بشه زنده تون كرد! دليلتون براي خودكشي قانع كننده باشه. براي مسايل عشقي خودكشي كردن كار الاغاست... بلانسبت شما!!!!! قبل از خودكشي حتما يه فال حافظ بگيريد. قبل از خودكشي استفاده از ادكلن و دئودرانت و زدن مسواك يادتون نره. بهتره بعد از مرگ...(مثلا مرگ)... در حالت دراز كش باشي اگه توي دستتون يه گل سرخ باشه صحنه خيلي رمانتيك تر و روياييتر به نظر مياد و اشك آور تره. در اتاق رو حتما قفل كنيد كه جريان هيجان انگيزتر باشه. قبل از خودكشي حتما گريه كنيد . صورتتون اشك آلود باشه. خودتونو براي رفتن به جهنم رفتن آماده كنيد......... حالا جديد ترين و راحت ترين روشهاي خودكشي براي جنس نرينه «استفاده از جوراب» تخت خواب رو آماده كنيد تمام تن و سرتونو ببريد زير پتو خيلي آروم نوك انگشتاتونو از زير پتو بيرون بياريد و جوراباتونو ببريد زير پتو و هيچ راه نفوذي براي هوا نذاريد. يك ساعت بعد... شما مرديد ..خدا رحمتتون كنه براي جنس مادينه « سوء استفاده از موش» تخت خواب رو مرتب كنيد .بريد زير پتو .اتاق حتما كاملا تاريك و ساكت باشه حالا چشماتونو ببنديد و فرض كنيد يه موش خوشگل داره روي تنتون راه ميره خواهش ميكنم جيغ نزنيد و بدون سر و صدا از وحشت زياد بميريد هارموني
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 10:35 قبل از ظهر توسط |
مهربانی ممنوع! دست سوزنده ی مشتاق ات را در نهان خانه ی جیبت بگذار تا که پابند نباشی به کسی دست دهی خارهایی هستند که ز سرپنجه دوست با سر انگشتانت می جنگند دوستی مسخره است مهربانی ممنوع! و تو ای دوست ترین در نهان خانه جیبت بگذار دست سوزنده مشتاق ات را من و تو باید از سلسله بایدها دستهامان را زنجیر کنیم با زبان دگران لحظه هامان را تفسیر کنیم و نگوییم که بازیگر یک قصه معتبریم کاش می دانستی که نباید حس کرد..که نباید دل بست در فضایی که پر از همهمه آدمهاست من گرفتارترین تنهایم.. تو گرفتارترین! دل ما بسته وابستگی است قصه خواندن ما طرح یک خستگی است؟؟
+ نوشته شده در شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 4:31 بعد از ظهر توسط |
پروردگار محترم ! احتراما، نظر به اينکه طي بررسي هاي به عمل آمده توسط اينجانب، علي رغم تمام نعمات و افاضات حضرتعالي در مراحل مختلف زندگي به اين حقير، به هيچ جايي نرسيده و موجبات شرمساريِ نسل بشريت را فراهم آورده م، متمني است پيرو تبصرهء سوم بند اول قرارداد آفرينش، مورخ ۱/۱/۱، معقده فيمابين ابرجد اينجانب- مشهور به « آدم » - و حضرتعالي، استعفاي اين حقير را از مقامِ « انسانيت » بپذيريد. و من الله توفيق... هارمونی..
بديهي است مِن بعد اينجانب هيچ گونه مسووليتي در قبال انساني بودن رفتار و گفتار خويش را نخواهم پذيرفت. مستدعي است در صورت نياز به اخذ حيات، لطفا مراتب را هر چه سريعتر به اطلاع عزرائيل برسانيد.
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت 4:26 بعد از ظهر توسط |
| ||||||